حقیقت ایمان چیست؟

بدان که ایمان غیر ازعلم و ادراک است زیرا که علم بهره عقل می باشدولی ایمان بهره قلب می باشد.انسان به مجرد اینکه علم پیدا کند به خدا وپیغمبران و روز قیامت نمیتوان به او مومن گفت چرا که ابلیس تمام این امور رابه شهادت قرآن می دانست (قال فبعزتک...)،ولی حق تعالی او را کافر خوانده به شهادت آیه(ابی واستکبر وکان من الکافرین)34بقره.فرق ایمان وعلم در ضمن مثال برای تفهیم مطلب:

ما به حسب برهان و ادراک عقلی همه می دانیم که مردگان نمی توانند به انسان آذاری برسانندو همه مرده های عالم به قدر مگسی حرکت ندارند با این حال ما درشب وحتی در روزاز مردگان وحشت داریم وقوه وهم وخیال ما بر قوه عقل وعلم ما غلبه پیدا می کند به خاطر این است که قلب ما به این حقیقت عقلیه (عدم ضرر از ناحیه مردگان)ایمان نیاورده است و این ادراک عقلی به قلب ووجدان ما نرسیده است ولی آنها که با تکرار عمل و کثرت اقدام  و مراودت زیاد در شب های تار در قبرستان ها این مطلب علمی رابه قلب خود نرسانده اند از مردگان وحشت ندارند مثل غسال ها.از مطلب فوق به دست می آید که علم اگر به قلب نرسدو به ایمان تبدیل نشود شود وفایده ندارد چرا که خیلی از انسانها ار مردگان  وحشت دارند  با اینکه علم دارند  که مردگان کوچکترین حرکت از خود تدارند بنابراین علم به وجود خدا و قیامت و...اگر به قلب نرسد نمی تواند ما را از عذاب روز قیامت نجات دهد . خدای تبارک وتعالی یک میزان در قرآن کریم قرار داده است  که ماباید خودمان را و دیگران را باآن بسنجیم و آن میزان قرآنی این است "الله ولی الذین آمنو ...257سوره بقره".میزان دز همه افراد این است قرآن می فرماید خداوند فقط سرپزست مومنان می باشد ولا غیر  واگر کسی سرپرست او خدا شدخداوند اورا از ظلمت و تاریکی ها خارج و به سمت نور هدایت می کند ولی اگرخدانباشد طاغوت سرپرست او می باشد و طاغوت ما رااز نور خارج و به سمت تاریکی ها هدایت می کند و انسان از این دو حالت خارج نیست یا ولی او الله است یا ولی او طاغوت .امام خمینی(ره)می فرماید:وقتی که در شب خلوت است و شما فارغ هستید فکر کنید چنانچه ما توجه مان به این دنیا و مسایلی که بر ما عرضه می شوددر دنیا و تمام فکر و تلاش ما برای خودمان باشد که در راه آسایش باشیم ،هر چه می خواهیم برای خودمان می خواهیم و توجه ما به عالم طبیعت است و هر کاری می کنیم خدا در کار نیست ما ازطاغوتیم  واولیای ماهم طاغوت است وچنانچه خودمان را تهذیب و تربیت کنیم وقلب ما متوجه حق تعالی باشد و هر چه خدا نعمت به ما داده است در خدمت و راه او صرف کنیم این،علامت این است که ولی ما خداوند تبارک وتعالی است. مبادا انسان تمام عمر در خدمت طاغوت باشد و خودش هم نفهمد.                 برگرفته ازصحیفه نورجلد11و12    

/ 0 نظر / 3 بازدید